تاريخچه كارآفريني در دانشگاههاي كشور

در کشور ما در چند ساله اخير به موضوع کارآفرينی توجه شده و قبل از آن، به جز چند مورد خاص، تقريباً سابقه ای در زمينه فعاليت در خصوص آن وجود نداشته است. متأسفانه عده زيادی از مسئولان، مردم و حتی تحصيلکرده ها و اساتيد دانشگاهی برداشت و تلقی غلط از کارآفرينی دارند، زيرا اين واژه که ترجمه اغواکننده ای از کلمه Entrepreneurship است را به  معنی ايجاد کار يا اشتغال زايی مي دانند. در حالی که کارآفرينی دارای مفهومی وسيع تر و با ارزش تر از برداشت فوق از اين کلمه است. اين برداشت ناصحيح از کارآفرينی و همچنين تورم نيروی انسانی بيکار در جامعه (بخصوص در بين دانش آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسياری از سياست هايی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نيز برنامه های تدوين شده، بخشنامه ها و سخنرانی های مسئولان در اين خصوص، صرفاً جنبه اشتغال آفرينی برای آن در نظر گرفته شود. حتی در دانشگاه های کشور که بايد در زمينه توسعه کارآفرينی به مفهوم واقعی آن و جهت دهی مناسب ديدگاه ها و برداشت ها از اين موضوع پيشتاز باشند نيز متأسفانه اين معضل به شکل ناخوشايندی وجود دارد.

شرايط اقتصادی، اجتماعی، سياسی و فرهنگی کشور در سال های اخير موجب گرديده که در برنامه سوم توسعه، به کارآفرينی، خصوصاً در ابعاد پژوهشی و آموزش و پرورش کارآفرينان توجه شود و اعتباراتی نيز در اين راستا پيش بينی گردد. علاوه بر آن منابع اعتباری برای پژوهش، اشاعه فرهنگ کارآفرينی و نيز برنامه ريزی و حمايت از کارآفرينان توسط دستگاه های اجرايی مختلف (ستادی، صنعتی، کشاورزی و ...) در نظر گرفته شده است.
براساس برنامه سوم توسعه، طرحی تحت عنوان «طرح توسعه کارآفرينی در دانشگاه های کشور» که به اختصار «کاراد» نام گرفته است، تدوين و اجرای آن با نظر سازمان مديريت و برنامه ريزی و وزارت علوم، تحقيقات و فناوری در ۱۲ دانشگاه کشور شروع و مسئوليت پيگيری، اجرا و امور ستادی آن از سوی وزارت علوم در اواخر سال ۱۳۷۹ به سازمان سنجش آموزش کشور واگذار گرديد.